آيا می دانی که مجزز کمی پيش به زيد بن حارثه و اسامة بن زيد نگاه کرد و گفت: اين پاها (از نظر قيافه شناسی) از يکديگرند.
Choose an available translation of this Hadeeth
Hadeeth text
از عایشه رضی الله عنها روایت است که می گوید: رسول الله صلى الله عليه و سلم درحالی که از شدت خوشحالی خط های پيشانيش می درخشيد نزد من آمد و فرمود: «أَلَمْ تَرَيْ أَنَّ مُجَزِّزاً نَظَرَ آنِفاً إلَى زَيْدِ بْنِ حَارِثَةَ وَأُسَامَةَ بْنِ زَيْد، فَقَالَ: إنَّ بَعْضَ هَذِهِ الأَقْدَامِ لَمِنْ بَعْضٍ»: «آيا می دانی که مجزز کمی پيش به زيد بن حارثه و اسامة بن زيد نگاه کرد و گفت: اين پاها (ازنظر قيافه شناسی) از يکديگرند». و در لفظی آمده است: «مجزر قیافه شناس بود».
Explanation
چون مجزر مدلجی که قیافه شناس بود، از کنار آنها درحالی گذشت که هر دو سرهای خود را در ردائی کرده و پوشانده بودند و تنها پاهای شان معلوم بود، گفت: این پاها از آن یکدیگرند، زیرا شباهت میان آن دو را مشاهده نمود.
چون سخن این قیافه شناس به سمع رسول الله صلی الله علیه وسلم می رسد، بسیار خوشحال می شود چنانکه درحالی نزد عایشه می رود که خط های پیشانی اش می درخشد و این به خاطر اطمینان ایشان از صحت نسبت اسامه به پدرش و کوتاه شدن زبان کسانی بود که بدون علم و آگاهی آبروی مردم را به بازی می گیرند.
Attribution
Categories
Share hadeeth
Sharing options · 0 Total shares

